سيد محمد باقر برقعى

3988

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

براى ديگران گشود تا نسبت به كتابهاى كودكان توجه بيشترى شود . كتابهاى زير را در همين زمينه تأليف و به چاپ رسانيد : آواز فرشتگان ، قصه‌هاى شيرين ، گربه‌هاى شيپورزن ، و نيز داستانى به نام دو كدخدا ، كه صحنه‌اى از زندگى روستاييان را نشان مىدهد ، منتشر كرد و هم كتابى به نام تعليم الفبا و اعداد براى كودكان ، تأليف نمود و نيز گزيدهء اشعارش به نام نيم‌قرن در باغ شعر كودكان ، در سال 1369 چهارمين چاپ آن از طرف انتشارات روش نو در يك‌صد و پنجاه صفحه منتشر شد . سرانجام او در بيست و هشتم آذرماه 1368 زندگى را بدرود گفت . باز و گنجشك باز گويند چو افتاد به دام * دل نمىبازد و گيرد آرام نه خراشد سر و سينه به قفس * نه كند عمر به خود تلخ و حرام دانه و آب چو پيشش بنهند * مىخورد راحت با ميل تمام ندهد قوّت بازو به هدر * تا شود صاحب بىهوشش خام در گشايد چو به رويش از مهر * تا ز بيرون ننهد جز دوسه گام كند آن‌قدر طبيعى رفتار * كه بگويند كه ديگر شده رام خوب اطراف كه غافل گشتند * آسمان را كند آسوده مقام ليك گنجشك سبك‌مغز ضعيف * چون به دام افتد گيرد سرسام سر كند بيرون دائم ز قفس * سينه كوبد به چپ و راست مدام نخورد هيچ دگر دانه و آب * كند آشفته پياپى اقدام سخت آن‌قدر پروبال زند * آن‌قدر كوفته سازد اندام كه اگر باز شود در ز قفس * نتواند كه پرد بر سرِ بام يا كند گربه شكارش ناگاه * يا دهد كارش آن باز انجام مرد بىتجربهء ناپخته * همچو گنجشك پرد بىهنگام در گرفتارى بىتاب بود * چونكه پيش آيد فرصت ناكام مرد هشيار گرفتار چو باز * نكند بر ضرر خويش قيام فرصت خويش نگه مىدارد * تا مجالى دهد او را ايّام چون مجالى دهدش دست به جهد * جهد آسوده ز دستِ آلام